<?xml version='1.0' encoding='utf-8' ?>
	<rss xmlns:dc='https://purl.org/dc/elements/1.1/' xmlns:content='http://purl.org/rss/1.0/modules/content/' xmlns:slash='http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/' xmlns:atom='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' version='2.0'>
	<channel>
	<title>-𝐘𝐚𝐩𝐩𝐢𝐧𝐠 𝐇𝐨𝐮𝐬𝐞-</title>
	<link>https://yappinghouse.blogix.ir</link>
	<atom:link href='https://yappinghouse.blogix.ir/rss' rel='self' type='application/rss+xml' />
	<description>𝓜𝘺 𝗅𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗂ń 𝗍𝗁ə 𝖽𝖺𝗋𝗄</description>
	<language>fa</language>
	<generator>https://blogix.ir</generator>
	<lastBuildDate>Wed, 20 May 2026 23:31:09 +0330</lastBuildDate><item>
				<title>#!!End of beginning.</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/64</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:3464/1899;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/l463060_Picsart_26-05-20_00-31-41-005.jpg" width="3464" height="1899"></figure><p>پست رو پسر ناز نازیم ارتور شروع میکنم :( بعد از ماه ها بلاخره موفق شدم برای چند دقیقه وصل بشم و ارتیستای رد دد موردعلاقمو دیدم که پست گذاشته بودن. هنوز همشون رو چک نکردم :(</p><p>چند وقت میشه که اینجا پست نذاشتم؟ نمیدونم حتی مجموعه ی زبان انگلیسیمم ادامه ندادم البته دلیل اصلیش اینکه این چند وقت یه کوچولو شل گرفتم و باید دوباره پر قدرت شروعش کنم. راستش قرار بود از چهارشنبه هفته ی پیش پست بذارم ولی همش امروز فردا میکردم.</p><p>این چند وقت اتفاقات زیادی افتاد، بیاید از چهارشنبه هفته پیش شروع کنیم. بعد از چهار سال یکی از افرادی که تو مدرسه قبلیم بهم اسیب زده بود بهم پیام داد و بهم گفت :"هی! من مطمئنم اینجوری به کسی اسیب نزدم بیا ازت میخوام دل جویی کنم!". اون موقع حالم خیلی بد بود و دستام داشت میلرزید، البته به لطف حضور در صحنه ی شدید فرزندان اکیپ آسترا بنده هم اکنون زنده هستم. اصلا انتظار نداشتم بعد این چند سال بخواد بهم پیام بده، ظاهرا هر چه قدر بخوام فرار کنم بیشتر خاطرات بد دنبالم میان، هرچند یاد گرفتم که زخم ها و تروما ها رو به عنوان عاملی ببینم که باعث بزرگ شدن و رشدمون میشه.</p><p>امروز اخرین روز مدرسمون بودم، اصلا از این وضعیت خوشم نمیاد. از امسال هیچی یادم نیست، پارسال کلی خاطره ی قشنگ ساختم اما امسال بیشتر شبیه یه خواب زود گذر بود که با بیدار شدنت فراموش میکنی. خیلی ازش چیزی نفهمیدم، نمیخواستم و انتظار نداشتم که روز اخرمون اینجوری تموم بشه.. راستی من الان به طور رسمی یه دانش اموز سال اخری شدم :) چه قدر زود بزرگ شدم.. باورم نمیشه بلاخره نویت منم رسیده که کنکور بدم. یعنی نتیجش چیمیشه؟ اصلا نمیدونم</p><p>راستی تصمیم گرفتم برای اینکه خاطرات امسالم رو از محو شدن نجات بدم یه صفحه کامل از ژورنالم رو به عکسایی که امسال ثبت کردم بگیرم</p><p>این دو روز در حد پنج شش بار در حد پنج دقیقه ای وصل شدم که از طرفی باعث خوشحالیم و از طرفی باعث فروپاشی روانیم شد. اصلا حالم خوب نیست و دیگه نمیدونم چه قدر دیگه میتونم تحمل کنم.آنی از آلدی فارغ التحصیل شده و به زودی فعالیت هاشونو شروع میکنن که باعث خوشحالیم شد</p><p>در اخر با بچه ها یه چنل داخل سروش زدیم. چنل جالبیه در واقع دیلی هر شش هفت نفرمونه، و همین قشنگش کرده انگار چند شخصیت مختلف یه چیزی رو به وجود اوردن و باعث شده همین شلوغی یه زیبایی بسازه. فعلا ۱۴ نفریم،  خوشحال میشیم شلوغ تر شیم :)</p><p>برای ورود به چنلمون تو سروش: <a href="https://splus.ir/Astra1" rel="nofollow">کلیک کن</a></p><p>شبتون بخیر ساحره های من </p>]]></description>
				<pubDate>Wed, 20 May 2026 23:31:09 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/64/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/64</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			<category>Daily Yapping𑁥౿.</category></item><item>
				<title>.The cages and chains#!!</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/63</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:3464/1689;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/g098630_Picsart_26-05-09_23-27-47-990.png" width="3464" height="1689"></figure><p>امروز و تقریبا این هفته کلی کار دارم که باید انجامشون بدم. استرس نهایی و جمع نکردنش رو دارم، البته امروز دوتا از درسامو تونستم به فصل از هرکدومشون جمع کنم</p><p>فیزیک تونستم فصل سه رو ببندم، الات فقط فصل چهار مونده. امار رو هم تونستم فصل سه رو تموم کنم و حالا فقط چهار مونده.</p><p>امیدوارم وقت انقدر زیاد باشه که بتونم با کیفیت برسم همشونو تست و تمرین هم بزنم که یادم بمونه، چون روابط ها زیاده و تا تست زده نشه فراموش میشه.</p><p>امروز نشستم ورک بوک کتاب اصلیمونو حل کنم که دقیقا میتونم بگم نیم ساعت قبل شروع کلاس اینکارو انجام دادم:/ ادم عجیبی هستم، نشستم درسو جلو جلو خوندم بعد تمرینای خودشو حل نکردم. البته از اینم نگذریم که فکر میکردم مثل ورک بوکای کتابای دیگمه و تو همون نیم ساعت جمع میشه، کتابو که وا کردم چشمتون روز بد نبینه بدتربن نیم ساعت عمرم بود :). کلا یه ردینگ بلند بالا بود و کلی تسک که باید حل میکردی، حالا شاید بگید وا خب ردینگ که اسونه، باید بگم وحشتناک ترین و سخت ترین ردینگ عمرم بود :) یعنی داری بهم میگی ردینگ های ایلتس و CPE هم انقدر سخته مشتی؟ </p><p>تا الان دوتا از سخت ترین تایم های ردینگم رو تو این چند وقت انجام دادم، یکی خوندن رمان A Far wilder magic بود که هنوزم تمومش نکردم و دومی هم ردینگ تسک صفحه ی ۴ و ۵ کتاب objective proficiency بود :| اصلا انتظار همچین جهنمی رو مخصوصا در شروع کتاب نداشتم (مشتی لااقل میذاشتی یکی دو صفحه ادم حل کنه بعد در های جهنم رو رو به روش باز میکردی)</p><p>شو های زیادی هستن که تو لیستمن و من باید ببینم، تو اولیتمم نئون جنسیس و ایلین استیج هست. اگه من رو برای مدتی بشناسید حتما میدونید که بنده عاشق پاشق انیمه های کلاسیک و ارت استایل هاشون هستم، نئون جنسیس و چند سالی بود که میخواستم ببینم حالا هم که دلم خواسته شروعش کنم دیدم هیچجا نیست.</p><p>(شانس عالیه منه دیگه)</p><p>تازه هنوز نرسیدم سیلورمون رو تموم بکنم و اصلا حتی نمیدونم هوشیرا تا قسمت چند زحمت کشیده اپلود کرده (ToT) اون رو هم باید بشینم ببینم تمومش کنم.</p><p>ایلین استیج یه شوی نردی طور با ژانر ایندی انیمیشن هست و از اونجایی که ما ارتیستا باید از ایندی انیمیشن ها و گیما حمایت کنیم بنده عاشق اینجور چیزا هستم :) درواقع جی بود که بهم این سریال رو معرفی کرد و بنده اصلا ازش خبر نداشتم ._. خیلی عجیبه ولی خب، کرکتر های بسیار ناناز و گوگولی داره که من تا همین ۵ ساعت پیش فکر میکردم یه سری تینجر دومدِ بدبخت هستن استاد جی فرمودند که خیر اینا همشون بزرگسال هستن. از همین تریبون میتونم اعلام کنم که کرکتر لوکا فیومه و من عاشق این توینک گوگولی شدم (ToT)</p><p>تونستم یه صفحه از ژورنالم رو کامل کنم و اون رو مرتبط دادم به البوم چوم و همه ی نظراتم و غرغرامو راجبش نوشتم</p><p>داخل بله یه باتی وجود داره به اسم میویی و واسه گپ های بیشتر از ۱۵ نفر ساخته شده، کل کارشم اینکه تو گپ میو میو میکنی و به ازای میو هایی که کردی بهت "میوپوینت" میده بعد تو با این میو پوینتا گربه میخری واسه میو میو کن و میوپوینتانو بیشتر میکنی، بعد با دوستات بازی میکنی و شرط بندی میکنی و این داستانا بازم میوپوینتاتو بیشتر میکنی و لولتو ارتقا میدی ._. کل کار ما تو گپ جدیدا شده همین گربه بازیه، یه جاهایی منو باد اون همستر میندازه ولی خب این میویی خیلی مجیط گپو ناز و گوگولی میکنه، اسم گربمو من گذاشتم بابل تی :) و بابل تی خانم الان تو لول ۱۰ هستن، خیلی نازه و گوگولایز شدست. میتونید بازی کنید تو این مدت و تو گپ هاتون بیاریدش</p><p>چند روز شده که یه پست خوب داخل استارا نذاشتم و وب حالت خودشو از دست داده، باید یه رنگ لعابی بهش بدم از طرفی نه حالشو دارم نه ایدشون در نتیجه بیاید چندتا از ایده هامو واسه نوستن تو اون یکی وبم مشاهده کنید:</p><p>•نقد و برسی گیم موزدعلاقم رد دد رو از زبان خودم و تموم ایده هامو راجبش بگم</p><p>•یه پلی لیست از رد دد درست کرده بودم و حالا میتونم اپلودش کنم ولی حالشو ندارم</p><p>•معرفی کتاب heartless یا همون سنگدل رو بکنم</p><p>•نظرمو راجب کتاب the wings of starlight بگم</p><p>رمانمو خیلی دوست دارم ادامه بدم، بهش علاقه پیدا کرده بودم، منتها اصلا نمیدونم که مخاطب داشت یا نه ولی اگه وقت کنم دوباره بازنویسیش میکنم و داخل استارا منتشر میکنم.</p><p>و همچنان دلم میخواد یه دستی به قالب درب و داغون شده اینجا بزنم ولی خب انقدر کار زیاد هست که به این نمیرسه</p><p>با ارزوی شبی خوش برای ساحره های عزیزم :)</p>]]></description>
				<pubDate>Sun, 10 May 2026 00:43:15 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/63/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/63</guid>
				<slash:comments>4</slash:comments>
			<category>Daily Yapping𑁥౿.</category></item><item>
				<title>#!!Destination¹.</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/62</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:3464/1949;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/g484314_Picsart_26-05-08_00-36-59-160.jpg" width="3464" height="1949"></figure><p>از این به بعد قرار هر هفته یه انچه گذشت از چیزایی که تو یه هفته یادگرفتم رو بنویسیم. اینطوری هم باعث میشه خودم مجبور به خوندن بشم هم یه مرور بشه. شماهم میتونید جهت افزایش اطلاعات عمومی اینارو بخونید.</p><p>امروز کتاب دومم گرفتم، و از کتاب اول هم سه صفحه ی اولشو خوندم که دو صفحش درسنامه و یه صفحش تمرین بود. فردا سر فرصت چهار صفحه ی دیگه هم حل میکنم که واسه ی جلسه ی بعد بتونم خودم یونیت دو رو بخونم. همون طور که معلممون گفت حجم کتاب زیاده و قطعا نمیشه کلشو جمع کرد. پس تصمیم گرفتم خودم از بودجه کلاس جلو تر برم که در پایان هفت ترم یتونم کل کتابو خودم جمع کنم</p><p>به عنوان کسی که خجالت میکشه تو این سطح بگه من پایه های گرامرم بده خوشحالم که یه کتاب کامل مخصوص مرور گرامر از پایه های طفولیت تا اینجا داریم :))</p><p>مبحث و یونت یکی که خوندم مربوط به تمامی tense های پرزنت بود و این چیزایی بود که یاد گرفتم:</p><p>•اصطلاح هایی که یاد گرفتم:</p><p>•Too much cooks spoil the broth:همون اشپز دوتا شد اش یا شور میشه یا بینمک خودمونه</p><p>•easy come easy go:این همون باد اورده را باد میبره هست. درواقع بلد بودمش فقط یادم رفته بود</p><p>•go downhill:یعنی اتفاقات هی بد و بدتر میشه</p><p>•on cards:اینو از قبل بلد بودم ولی خب یه مدل دیگش رو استفاده میکردم. اصطلاح موردعلاقه جناب ترامپ هم هست XD. یعنی یه چیزی باب میل شما پیش بره</p><p>•fall into place:یه چیزی طبق برنامه ای که باب میلتون هست پیش بره.</p><p>•the rest is history:مگه ممکنه فانتزی خون باشی و این اصطلاح رو نشناسی؟ استفاده شدیدش رو من داخب کتاب های داستان دیدم._. برای وقتی استفاده میشه که یه چیزی رو داری تعریف میکنی و بعدشو همه میدونن</p><p>بخش بعدی که امروز خوندم و همون طور که بالا گفتم گرامر tense های present بود!</p><p>•Present simple:</p><p>وقتی که یه سرگرمی یا روتین باشه</p><p>وقتی که داری تیتر خبری میخونی</p><p>وقتی چیزی مثل یه فکت همواره درست باشه</p><p>وقتی یه وضعیتی به صورت همیشگی هست</p><p>وقتی داری ادرس میدی</p><p>وقتی داری جوک یا داستان محاوره ای میگی</p><p>وقتی داری گزارشای ورزشی مثل گزارش فوتبال میخونی</p><p>•Peresent continuous:</p><p>چیزی که الان اتفاق میوفته</p><p>چیزی که اطراف الان داره اتفاق میوفته</p><p>موقعیتی به صورت موقت باشه</p><p>داخل جوک ها و داستان ها برای توصیف بهتر</p><p>برای توصیف یه پدیده یا اتفاق تو مخ با usually و always</p><p>(وای من اصلا نمیدونستم برای این اخری usually هم میتونیم استفاده کنیم!)</p><p>•Present perfect simple:</p><p>مجموعه ای از چیزایی که تو گذشته اتفاق افتاده و تا کنون ادامه داره</p><p>چیزی که تو گذشته شروع شده و همچنان هم درسته</p><p>چیزی که در گذشته اتفاق افتاده اما زمانش برای ما بی اهمیته</p><p>چیزی که تو گذشته اتفاق افتاده و نتیجه ی مهمش تو زمان حاله</p><p>اتفاقی که به تازگی انجام شده</p><p>▪︎Present perfect continuous:</p><p>چیزی که تو گذشته شروع شده و تا الان هم ادامه داره</p><p>فکت: میدونستید تو انگلیسی امریکایی محاوره ای گوینده ها به جای استفاده از Present perfect simple از present simple استفاده میکنند؟:/</p><p>فکت دوم:میدونستید در انگلیسی امریکایی محاوره ای گوینده ها به جای استفاده از got (حالت سوم got) از gotten استفاده میکنن؟ کاربرد gotten تو صحبت روزانه وقتی هست که فعل به معنای تبدیل شدن به چیزی یا گرفتن یا حرکت باشه (حیحیحی من اینو میدونستم(*^▽^)/★*☆♪)</p><p>خب اینم از پایان اولین هفته از این مجموعه :]</p><p>چه تجربه ی باحالی بود</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 08 May 2026 00:39:41 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/62/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/62</guid>
				<slash:comments>6</slash:comments>
			<category>Destination𑁥౿.</category></item><item>
				<title>Yeah I&#039;m the moon</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/61</link>
				<description><![CDATA[<div class="swiper"><div class="swiper-wrapper"><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" data-src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/j294011_IMG_20260505_104621_024.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" data-src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/l32686_IMG_20260505_105839_323.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" data-src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/g174095_IMG_20260505_110630_310.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" data-src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/x282456_IMG_20260505_120241_256.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div><div class="swiper-slide"><img class="swiper-lazy" data-src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/z46908_IMG_20260505_104620_650.jpg"><div class="swiper-lazy-preloader"></div></div></div><div class="swiper-button-prev"></div><div class="swiper-button-next"></div><div class="swiper-pagination"></div></div><p>فکر میکنم این از اون پست بارش فکریا باشه؟ </p><p>این چند روز اصلا حالم خوب نبود، احساس میکنم ادم به درد نخوریم و هیچی نمیشم. ترم زبانمون بلاخره تموم شد و این کتاب ابی رنگ تسخیر شده بلاخره با کلی خاطره ی بد به پایان رسید‌. پارسال همین موقع فکر میکردم میتونم اخرین سال اکادمیکم رو کنار دوستام، تو اموزشگاه موردعلاقم کنار معلم موردعلافم جشن بگیرم و روز اخرمون پارتی بگیریم که بعد از ۱۴ سال این دفتر هم به پایان رسید، ولی اینجوری نشد. اموزشگاه بسته شد و منم اواره شدم. حالا کنار کسایی درس میخونم که حتی اسمشونم بلد نیستم. خیلی عذاب اوره که از جایی که عین خونت میمونه و حق اب و گلی داری مجبور بشی به یه جای غریب کوچ کنی.</p><p> امروز بعد از کلی چنگ و جدال اولین جلسه ی CPE Course شروع شد. نمیدونم قراره تا کی ادامه پیدا کنه ولی امیدوارم هر چه سریع تر تموم شه. واقعا نمیخوام تو این اموزشگاه جدید درس بخونم. از طرفی خوشحالم، احساس میکنم تبدیل به یه ادم بالغ شدم که حالا داره راه خودشو انتخاب میکنه. احتمالا بعد از کنکور برم تربیت معلم. کتاباش واقعا جالبه. تو این کورس جدید دوتا کتابو باهم کاور میکنیم، کتابا دیگه حالت اکادمیک ندارن :) وای همشون نوشته بودن. احساس بزرگ شدن میکنم. یه لحظه بازش گردم که یه نیم نگاهی بهشون بندازم چشمام درد گرفت از طول و عرضشم مشخصه که چه وحشتناکه (゜ロ゜).</p><p>از قیمت زیادشونم که نگم. امروز بعد کلاس تصمیم گرفتم برم پیاده روی و کتابامم بگیرم، همون طور که شنیده بودم و انتظار میرفت کتابای گرون و کمیابی بودن. تاحالا کتاب زبان به این گرونی نخریده بودم. خیلی دلم میخواست یه رمان هم بردارم ولی خب نشد دیگه :(</p><p>دروس امار، هندسه، عربی تاحالا جمع شدن و امیدوارم بقیه ی درسامم جمع کنم :( از فردا شروع میکنم به استارت زدن خوندن عقب افتاده ها. بیشتر از همه از تاریخ و فارسی میترسم.</p><p>مراسم فاجعه بار مت گلا پخش شد و طبق رسم هرسال بنده. تینجر بدبخت ایرانی واقع در خاورمیانه درحالی که با شلوار خونه و تی شرت نشسته جلو باد کولر و تخمه میشکنه استایل میلیاردر های جهانو مسخره میکنه :)). </p><p>استایل اعضای بلک پینک وای، احساس میکنم خانواده عروسن که اکیپی کنار هم میشینن و غبیت بقیه رو میکنن XD . چه قدر بهشون نمی اومد. کلا مت گلای امسال به نظرم جوکی بیش نبود‌</p><p>به رسم هرسال پس از مراسم مت گلا باید بگیم: Eat the rich! که البته امسال این جمله رو خیلی بیشتر درک میکنم. فکر کنید انسان هایی مثل ما طرف دنیا درحال عذاب و تو جنگ هستیم، تو کشور های دنیا قحطی و خشک سالی و جنگ وجود داره و اون سر دنیا عده ای پولدار با پول به دست اومده از مردم فقیر برای خودشون لباس های عجیب غریب درست میکنن، پارتی میگیرن و مینوشن. واقعا بالاسری اصلا نگاهمون میکنه؟ گاهی وجود خدا من رو به شک میندازه. همیشه میگن eat the rich وجود داره تا زمانی که ایدل خودت باشه، باید بگم با دیدن این اوضاع حتی برای فیو های خودمم eat the rich</p><p>این چند روزه به نتیجه رسیدم مجازی چه قدر میتونه فیک باشه، اینجا دنیایی متشکل از ادم هایی هست که زندگی رو از دیدگاه خودشون مینویسن، حالا این دیدگاه میتونه متفاوت از اصل ماجرا باشه. به هرحال اونها دنیای نوشته شده از چشم های خودشون رو تو سوشال مدیا پست میکنن و مردم به سرعت شروع به تاییدشون میکنن. چه قدر به نظرم ما انسان ها تهی و نابالغ هستیم که بدون در نظر گرفتن و دونستن داستان برای هم حکم میکنیم و نسخه میپیچیم. حالا که فکر میکنم این فقط مزبوط به مجازی نمیشه، دنیای واقعی هم همینه. همه در چشمان هم دیگه مقصر و گناه کار هستیم.</p><p>البوم جدید بیبی مانستر منتشر شد و اون روز میتونم بگم یکی از روزای خوب من بود. چوم جوری بود که دوست داشتم بلند شم و برقصم، که باید اعتراف بکنم انجام دادم و باز هم اعتراف میکنم که چگونه ادم میتونه دست و پاش رو همزمان با ریتم تکون بده و حرکت کنه؟:/ هر کاری کردم نشد، رقصیدن سخت تر از اونی بود که فکر میکردم. ترک مون خیلی قشنگ بود، امروز لیریکش رو دیدم و خیلی زیبا بود. اینکه داره ظرافت و اقتدار  و سیاست یک زن رو به ماه تشبیه میکنه دوست داشتم.</p><p>باید بگم از نبود رامی همچنان ناراحتم ولی خب داخل چوم گفتن yeah I know we are seven but we ate ه نشون میده بیبی مون همچنان هفت نفره ادامه میده‌. ولی همچنان به نظرم این قضیه مشکوکه.</p><p> با سایت بوف بلاخره دارم بات های خوب میسازم و سناریو هامو جلو میبرم، قویه کارش دوستش دارم و کم کم دارم باهاش خو میگیرم.</p><p>دوست دارم دوباره برم سمت ژورنال، ولی خب فعلا رو اینجا کار میکنیم. احتمالا بخوام اسم و قالب اینجارو عوض کنم تا بیشتر شبیه دیلیم بشه :)</p><p>ساحره های عزیزم تا پست بعد میبینمتون</p>]]></description>
				<pubDate>Thu, 07 May 2026 00:28:53 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/61/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/61</guid>
				<slash:comments>4</slash:comments>
			</item><item>
				<title>Choom-We are seven but we ate</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/60</link>
				<description><![CDATA[<figure class="media"><div data-oembed-url="https://astra1.blogix.ir/post/70/Lets-Choom"><iframe style="border:none;width:calc(100% - 2px);height:247px;margin:1px 0;box-shadow:0 0 0px 1px #7777;" onload="window.addEventListener('message',function(e){D=e.data;U=D.substring(D.indexOf('|url:')+5,D.indexOf('url|'));H=D.substring(D.indexOf('|height:')+8,D.indexOf('height|'));document.querySelectorAll('iframe').forEach(l=&gt;{if(l.src==U){l.style.height=H+'px';}});},!1);" src="https://astra1.blogix.ir/post/70/embed"></iframe></div></figure><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>الان که این پست رو مینویسم قفلی شدید روی اهنگ مون زدم :)</strong></span></p><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>چه قدر وایبشو دوست دارم(ToT)</strong></span></p><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>Honey I'm the moon!</strong></span></p><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>از این پست میتونید هم ام وی و هم اهنگارو گوش کنید :]</strong></span></p><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>(کنارش هم میتونید غرغر های منو بخونید)</strong></span></p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 04 May 2026 23:59:59 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/60/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/60</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>Me core#!!</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/59</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:1024/1024;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/z07476_Picsart_26-05-04_18-05-11-379.jpg" width="1024" height="1024"></figure><p style="text-align:center;"><strong> and she was the canvas god has created with a  millions of colors</strong></p><p style="text-align:center;"><strong>︶⏝˖ ࣪ ୨ ୧ ࣪ ˖⏝ִֶָ︶</strong></p><p style="text-align:center;"><span style="font-size:12px;"><strong>(از این چالش نانازا با بچه های اکیپ استارا رفتیم. تمپلیتشم فردا همونجا تو وب اپلود میکنم :] خیلی خوشگل شد دوستش دارم)</strong></span></p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 04 May 2026 22:52:26 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/59/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/59</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>You and me, always and forever</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/58</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:1024/980;" src="https://cdn.imgurl.ir/uploads/h295689_IMG_20260427_102532_892.jpg" width="1024" height="980"></figure><p>این پست کاملا به عنوان یادگاری از بهترین دوستم ((گلکسی استار)) نوشته شده.</p><p>یادمه از سال ۹۹ به خاطر دیدن پستای وب پونی و تیتان و با اشنا شدن با واندا به نوشتن علاقمند شدم. فکر کنم بیشتر دهه هشتادیا با اون فهمیدن چیزی به اسم وبلاگ وجود داره.</p><p>فضای وبم پر از چیزای رنگی رنگی و شاد و شنگول بود که شاید اگه الان بهشون نگاه کنم احتمالا خودمو به در و دیوار میزنم و از حجم تباهی به خودم فحش میدم، بهترین دوران زندگیم بود، شاید میشه گفت بهترین شروع برای دوره ی نوجوونی یه دختر بود که در میون هیاهوی کرونا دنبال خونه ای گرم میگشت؛</p><p>کم کم با بچه های جدید اشنا شدم، یادمه از یکی به اسم کیتی پری بدم میومد، به ادیتای گلکسی استار حسودیم میشد و عاشق خلاقیت اریسا بودم، اون همیشه ایده های جدیدی داشت که به فکر من نمیرسید؛ ارتمیس، دایوسکه ساما و هیکارو جز کسایی بودن که یادم مونده. بیشتر خاطرات از اونجا متشکل از خاطرات محو کد زدن، قالب ساختن و پست گذاشتنه، و موردعلاقمم گفتینو بود.گفتینو اشتراکی بود و بعد یه مدت اشتراکش تموم میشد، ماهم با ایمیل های جعلی گفتینو های جدسر میساختیم برای وب. شبا با بچه ها میرفتیم پونی تاون، یه بازی انلاین که توش یه کاراکتر پونی داری و با دوستات میتونی گپ بزنی باهاشون قدم بزنی بری کافه و از اینجور چیزا، در کل یه سرور شلوغ بود که فقط توش حرف میزدی.</p><p>بعد یه مدت من هم ناچار به رفتن شدم و وبم رو با یه تومار خداحافظی بستم؛ رفتم اینستاگرام و شروع به پست گذاشتن از نقاشیای اماتور گونه ی خودم کردم. بعد یه مدت خیلی اتفاقی پیج آریسا، واندا و از همه مهم تر گلکسی استار رو پیدا کردم. گلکسی استار منو شناخت و از اون روز به بعد می وی اینستامون پر شد از میم و پست و ریلز و چت کردن. تبدیل شد به تنها دوستم در بدترین شرایط نوجوونیم. فکر میکنم الان پنج شش سالی میشه که اون دو میشناسم، بعد از اینستا، اکانت روبیکا و تلگراممو گرفت و اونجا به چت کردن ادامه دادیم. یه مدت دیگه اینستا نیومد، هرچی میگفتم یه جوری سعی میکرد بهونه بیاره و خب منم گفتم حق داره و ولش کردم. من و نیلیا دوستای صمیمی شده بودیم. </p><p>بعد از جنگ یه شب خیلی یه هویی دیگه پیام نداد، وقتی بهش پیام دادم گفت حالش این چند وقت خوب نبوده و مریض شده بوده واسه همین خجالت میکشید بیاد انلاین شه. سعی کردم باهاش حرف بزنم ولی اون برای همیشه ساکت شد.</p><p>اکانت روبیکاش حالا حذف شده. تلگرام نشون میداد که هنوز انلاین میشه ولی دوست دارم بدونم حالش چه طوره. شاید همه دوستبای مجازی تهشون همینه؟ حالا دوست های صمیمی رو تو این فضا میبینیم که همینجا اشنا شدن و چند ساله باهم دوستن اون موقعس که حس حسادت شدیدی تو وجودم شعله ور میشه چون من اون رو قبلا حس کردم و دلم میخواد بازم جاشون باشم.</p><p>گاهی اوقات تغییرات خیلی سریع انجام میشن ولی زخم هاش برای همیشه باقی میمونه</p><p>دلم برای روزای شیرین اوایل نوجوونیم تنگ شده، بلاگیکس مثل بلاگفا حس خونه رو نمیده. احساس میکنم یه موجود تنها هستم که داره به سمت ناکجا آباد در جست و جوی خونه ی رویاهاش حرکت میکنه اما سردرگمه</p><p>امیدوارم معجزه ای بشه، نیلیا یه هو به بلاگیکس سر بزنه و خیلی یه هویی این پست رو ببینه. :)</p>]]></description>
				<pubDate>Mon, 27 Apr 2026 22:39:04 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/58/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/58</guid>
				<slash:comments>6</slash:comments>
			</item><item>
				<title>Siren</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/57</link>
				<description><![CDATA[<figure class="image"><img style="aspect-ratio:1080/484;" src="https://up.20script.ir/file/39c3-Negar-1776515004178.png" width="1080" height="484"></figure><p>مفتخرم که رونمایی از اولین قالب رسمی وب اکسپلور رو معرفی کنم که به دست لیام، دوست عزیزم به وجود اومده</p><p>قالب جمع و جوریه و وایب مدرنیزه داره. </p><p>اسکرول بار و گرادینت داخلش استفاده شده. قالب با حس و حال اینستاگرام و اکسپلور به وجود اومده تا فضای وب نویسی رو متفاوت کنه. </p><p>درواقع در کنار مینیمال بودن، مدرن بودن خودش رو حفظ کرده و از هرگونه شلوغی جلوگیری کرده تا به راحتی بتونید به نوشتن ادامه بدید</p><p>میتونید برای دریافت کد از اینجا وارد بشید:</p><p><a href="https://explore.blogix.ir/post/14/%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%86">دریافت</a></p>]]></description>
				<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 22:41:22 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/57/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/57</guid>
				<slash:comments>1</slash:comments>
			</item><item>
				<title>?I wanna love,What is love</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/56</link>
				<description><![CDATA[<p>هشت سال گذشت و من هنوز نفهمیدم :"عشق چیه؟"</p><p>به راستی what is love?</p><p>(ولی تو انقدر نرد نیستی که بخوای رفرنرس رو متوجه بشی-)🍒📎</p>]]></description>
				<pubDate>Sat, 18 Apr 2026 14:55:30 +0330</pubDate>
				
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/56/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/56</guid>
				<slash:comments>0</slash:comments>
			</item><item>
				<title>Lets hate on successful people!</title>
				<link>https://yappinghouse.blogix.ir/post/55</link>
				<description>&lt;img src=&#039;https://biaupload.net/do.php?imgf=org-4409f94209621.jpg&#039;/&gt;&lt;br/&gt;<![CDATA[<p>به نظرم احساس تنفر ورزی یه احساس واقعی داخل یه انسانه و بدون اون ادم یه فرد فیک میشه.</p><p>این پست به خاطر این به وجود اومده که تمامی عقاید هیت دادنم نسبت به ایدل های کیپاپ رو بنویسم</p><p>در ادامه ی مطلب حاوی حجم بسیاری هیت و غر هست </p><p>اگر شما یه فن تعصبی و بیکار هستید که فکر میکنید با نظر من یا با دیفند شما قراره اتفاق خاصی بیوفته لطفا ادامه ی مطلب رو نبینید</p>]]></description>
				<pubDate>Fri, 17 Apr 2026 19:11:57 +0330</pubDate>
				<media:content medium='image' url='https://biaupload.net/do.php?imgf=org-4409f94209621.jpg' />
				<comments>https://yappinghouse.blogix.ir/post/55/comment</comments>
				<dc:creator>𝐄𝐥𝐚𝐫𝐞𝐭𝐡</dc:creator>
				<guid>https://yappinghouse.blogix.ir/post/55</guid>
				<slash:comments>8</slash:comments>
			</item></channel>
	</rss>